به قلم دکتر علی غفرانی(عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد/ گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی) و دکتر محسن معصومی(عضو هیئت علمی دانشگاه تهران/ گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی)

این واژه در منابع به صورتهای طَرخان ، طرخون، طلخند، طلخان ، طلخون، طُرخان ، تورخان و دَرخان ضبط شده است . در بارة ریشة این واژه اختلاف نظر وجود دارد. برخی اصل آن را سُغدی یا فارسی میانه و گروهی ترکی دانسته اند. به نوشتة کاشغری ترخان در اَرغویی (از لهجه های ترکی گروه شرقی ) به معنای «امیر» است . ظاهراً این واژه از ترکی اَرغویی / اُرگویی به زبان مغولی و عربی وارد شده است.

در دورة ساسانیان (ح 226ـ ح 652 میلادی ) به امرای ترکستان و نیز شاهان محلی سمرقند، ترخان می گفتند در منابع تاریخی و جغرافیاییِ قرون نخستین اسلامی ، امرای بلخ و سمرقند و بادغیس و نیز حاکم خزران ، طرخان نامیده شده اند. این عنوان به برخی از عارفان و روحانیان نیز اطلاق می شده است. در شاهنامه سرداری چینی، سرداری تورانی و نیز پادشاه ترکستان عنوان ترخان دارند. از دورة چنگیزخان (متوفی 624)، ترخان لقب و مقامی تشریفاتی شد که پادشاه آن را به برخی شاهزادگان ، حاکمان ، امیران نظامی و مقربان درگاه و نیز به کسانی اعطا می کرد که خدمت شایسته ای انجام می دادند، مثلاً راهزنان را سرکوب می کردند یا خبری سرّی و مهم را می رساندند یا پرنده ای برای سلطان شکار می کردند. ظاهراً اولین بار این عنوان را چنگیزخان به دو کودک داد که وی را از توطئة اُوَنگ خان برای به قتل رساندن او آگاه کرده بودند. نوادگان این دو، تا مدتها در ماوراءالنهر عنوان ترخان داشتند و در دورة حیات میرخواند (838 ـ903) نیز کسانی از آنان با همین عنوان در هرات می زیستند.

صاحب لقب ترخان ، در دورة مغول حقوق و امتیازات فراوانی داشت و گاه ممکن بود شخصی با دستیابی به این مقام از ثروت و اعتبار فراوان برخوردار گردد. به طورکلی ، در منابع تا نُه امتیاز برای دارندة عنوان ترخان ذکر شده است : معافیت از مالیات و عوارض دیوانی تا نُه نسلِ بعد، بخشودگی جرم و مجازات تا نه بار، معافیت غنایم جنگی از «عُشر دیوانی »، رفت و آمد به بارگاه سلطان بدون کسب اجازه ، اجازة نشستن در حضور سلطان ، بردن دختر هر کس (بجز دختر سلطان ) به حرمسرای خویش بدون اجازه گرفتن از اولیای وی ، پیشاپیشِ سلطان حرکت کردن در سفر، داشتن استحقاق گرفتن نُه جام شراب از دست سلطان ، و این امتیاز که صاحب لقب هر بار از دست سلطان جایزه می گرفت نباید از نه عدد کمتر می بود. با وجود این امتیازات ، گاه ممکن بود ترخان به سبب ستم و تعدی به مردم ، محاکمه و مجازات شود. در این دوره امرای برخی ولایات نیز عنوان ترخان داشتند، اما مشخص نیست که از همان امتیازات برخوردار بودند یا نه .

بنا بر برخی اسناد و مدارک ، مقام ترخانی در ماوراءالنهر و ترکستان تا قرن دهم و در ایران تا اواخر دورة صفوی (ح 906ـ 1135) وجود داشت ؛ چنانکه بر اساس حکمی به تاریخ 1111، شخصی به نام عباسقلی به ترخانی شروان منصوب شد. با دادن این سِمَت به او، برخی امتیازات به او اعطا گردید و وظایفی نیز به عهدة او گذاشته شد. بنا بر گزارش قلقشندی، داشتنِ مقام ولقب ترخان در مصرِ دورة ممالیک (ح 648ـ922) نیز مرسوم بود و دارندة آن از برخی امتیازات نُه گانه برخوردار می شد. به گفتة وی ، در این دوره هر گاه یکی از نظامیان یا دیوانیان به سن پیری می رسید از سلطان مقام ترخانی دریافت می کرد. این مقام گاه به صورت موروثی به فرزندان وی منتقل می شد.

در روم شرقی نیز لقب ترخانی وجود داشت و به سپاهیانی که فرماندهی پنج هزار سرباز را بر عهده داشتند اطلاق می شد.

واژة ترخان به معنای «شریف »، «آزاد و رها ساختن » و نیز به معنای مجازیِ «مسخرگی » آمده است . به نوشتة ابن بطوطه این واژه را ترکان اردوی زرّین به منطقه ای اطلاق می کردند که از مالیات و عوارض دیوانی معاف بود. ترخان همچنین عنوان سلسله ای بود که پس از تجزیه ارغونیانِ سند * از 962 تا حدود 1021 در تتّه * حکومت می کردند.